تشخیص و درمان تپش قلب

فهرست مطالب

فرآیند تشخیص و درمان تپش قلب

روش مرحله‌به‌مرحله خدمت تشخیص و درمان تپش قلب شامل: ارزیابی سریع بالینی و تعیین فوریت، ثبت پایه‌ای ECG، پایش ریتم در صورت نیاز، بررسی علل قابل‌برطرف، درمان دارویی، و در صورت لزوم مداخلات الکتروفیزیولوژیک و پیگیری طولانی‌مدت.

در آغاز هر برنامه درمانی برای تپش قلب، تاریخچه‌ای جامع و معاینه‌ای دقیق ضرورت دارد تا نشانه‌های هشداردهنده مانند سنکوپ (از دست دادن هوشیاری کوتاه)، درد قفسه سینه یا تنگی نفس شناسایی شود؛ ثبت شرح حال باید شامل زمان‌بندی، محرک‌ها، داروها و سابقه بیماری قلبی یا متابولیک باشد تا مسیر تشخیصی و درمانی روشن گردد. نوار قلب ۱۲ لید (ECG؛ ثبت الکتریکی فعالیت قلب) در ویزیت اولیه ابزاری بنیادین است و هرگونه ناهنجاری ریتم یا نشانه‌های ایسکمی را آشکار می‌سازد؛ این داده پایه‌ای برای تصمیم‌گیری‌های بعدی است.

چنانچه تپش‌ها مکرر اما گذرا باشند، پایش طولانی‌مدت ریتم با هولتر (Holter؛ ثبت پیوسته ریتم قلب معمولاً ۲۴–۷۲ ساعت) یا مانیتور رویدادی (ثبت هنگام بروز علائم) به تشخیص علت کمک شایانی می‌کند و امکان همبستگی علائم با اختلال ریتم را فراهم می‌آورد. انتخاب نوع پایش باید بر اساس فراوانی حملات و قابلیت بیمار در ثبت علائم صورت گیرد تا داده‌های قابل اتکا برای برنامه درمانی فراهم آید.

در مواردی که تپش با ناپایداری همودینامیک همراه است — یعنی فشار خون یا وضعیت عمومی بیمار تهدید می‌شود — اقدامات فوری و تثبیت همودینامیک در اولویت قرار دارد؛ ثبت ECG فوری و در صورت لزوم کاردیوورژن (کاردیوورژن الکتریکی؛ شوک کنترل‌شده برای بازگرداندن ریتم طبیعی) یا احیای پیشرفته باید در محیط مجهز انجام شود. این وضعیت‌ها نیازمند مدیریت اورژانسی و ارزیابی در بخش مراقبت‌های ویژه یا اورژانس قلبی هستند.

در بسیاری از بیماران، تپش ناشی از عوامل غیرقلبی است؛ اختلالات تیروئید، مصرف الکل یا کافئین، برخی داروها و اختلالات الکترولیتی می‌توانند محرک باشند؛ اصلاح این عوامل زمینه‌ای (مثلاً کنترل پرکاری تیروئید یا قطع محرک‌ها) اغلب به کاهش یا رفع تپش می‌انجامد و باید پیش از آغاز درمان‌های تهاجمی مدنظر قرار گیرد. بررسی آزمایشگاهی و بازنگری دارویی بخش جدایی‌ناپذیر این مرحله است.

در مواردی که تپش ناشی از آریتمی‌های فوق‌بطنی یا بطنی مزمن است و کیفیت زندگی را مختل می‌سازد، درمان دارویی با بتابلوکرها یا مسدودکننده‌های کانال کلسیم می‌تواند کنترل سرعت یا ریتم را تسهیل کند؛ انتخاب دارو باید با توجه به نوع آریتمی، بیماری‌های همراه و تداخلات دارویی صورت گیرد و اثرات جانبی به‌دقت پایش شود. در برخی آریتمی‌ها داروهای ضدآریتمی خاص نیز ممکن است ضرورت یابند که نیازمند نظارت تخصصی است.

مانورهای واگال (مانند والسالوا یا ماساژ کاروتید تحت شرایط خاص؛ تحریک عصب واگ برای کاهش ضربان) در برخی تاکی‌کاردی‌های فوق‌بطنی می‌توانند حمله را خاتمه دهند؛ این مانورها باید با آگاهی از منع‌ها و خطرات و تحت راهنمایی بالینی انجام شوند و در صورت عدم پاسخ، اقدامات بعدی اجرا گردد. آموزش بیمار در نحوه انجام صحیح و ایمن این مانورها می‌تواند از مراجعات اورژانسی بکاهد.

چنانچه درمان دارویی ناکافی باشد یا بیمار تحمل دارو نداشته باشد، ارزیابی برای آبلاسیون کاتتری (آبلاسیون؛ سوزاندن یا فریز کردن کانون آریتمی از طریق کاتتر) توسط تیم الکتروفیزیولوژی مطرح می‌شود؛ این روش در بسیاری از آریتمی‌های قابل درمان نتایج بلندمدت مطلوبی دارد و باید با بررسی ریسک‌فایده و انتظار بیمار از درمان سنجیده شود. انتخاب بیمار مناسب و انجام در مرکز مجرب، کلید موفقیت این مداخله است.

در فیبریلاسیون دهلیزی، علاوه بر تصمیم‌گیری بین کنترل ریتم یا کنترل سرعت، ارزیابی نیاز به آنتی‌کوآگولاسیون (داروهای ضدانعقاد برای پیشگیری از سکته) بر اساس امتیازهای ریسک مانند CHA₂DS₂‑VASc ضروری است؛ این تصمیم بالینی باید با توضیح مزایا و خطر خونریزی به بیمار و پیگیری منظم همراه باشد. هماهنگی با متخصص قلب و در صورت لزوم همکاران هماتولوژی یا داروسازی بالینی مفید است.

مراقبت بلندمدت شامل پایش منظم ریتم، ارزیابی اثربخشی درمان، آموزش بیمار در شناسایی علائم هشدار و مدیریت دارویی و نیز توجه به سلامت روان (زیرا اضطراب می‌تواند تپش را تشدید کند) است؛ برنامه پیگیری منظم و دسترسی سریع به تیم درمانی کیفیت مراقبت و رضایت بیمار را افزایش می‌دهد. تصمیم‌گیری در هر مرحله باید فردی‌سازی شود و بر مبنای شواهد، ترجیحات بیمار و امکانات درمانی اتخاذ گردد.

فرآیند و روش گام به گام

ارزیابی اولیه

در ویزیت نخست باید شرح حال دقیق گرفته شود: توالی و مدت تپش، محرک‌ها، همراهی با سنکوپ (از دست دادن هوشیاری کوتاه)، درد قفسه‌سینه یا تنگی نفس، و فهرست داروها و محرک‌ها (کافئین، الکل، داروهای محرک). معاینه بالینی باید روی وضعیت همودینامیک (فشار خون، نبض) متمرکز باشد و نوار قلب ۱۲ لید (ECG) بلافاصله ثبت شود تا آریتمی‌های تهدیدکننده یا نشانه‌های ایسکمی شناسایی گردد.

تعیین فوریت و اقدامات اورژانسی

اگر بیمار همودینامیک ناپایدار باشد (افت فشار خون، سنکوپ مکرر، اختلال هوشیاری)، اقدامات اورژانسی شامل تثبیت راه هوایی و گردش، ثبت ECG فوری و در صورت نیاز کاردیوورژن الکتریکی یا احیای پیشرفته انجام می‌شود؛ این بیماران باید به بخش اورژانس یا مراقبت ویژه ارجاع شوند.

تشخیص ریتم و پایش طولانی‌مدت

در مواردی که ECG پایه طبیعی یا غیرقطعی است اما علائم مکرر وجود دارد، از هولتر ۲۴–۷۲ ساعته یا مانیتور رویدادی/قابل حمل استفاده می‌شود تا همبستگی بین علامت و ریتم ثبت گردد. انتخاب نوع مانیتور براساس فراوانی حملات و قابلیت بیمار در ثبت علائم انجام می‌شود؛ دستگاه‌های پوشیدنی نیز در برخی موارد کمک‌کننده‌اند.

بررسی علل زمینه‌ای و اصلاح آنها

همواره باید علل غیرقلبی را جست‌وجو کرد: اختلالات تیروئید، الکترولیت‌ها، مصرف داروها یا محرک‌ها، و اختلالات روانی مانند اضطراب. اصلاح علل زمینه‌ای (مثلاً کنترل تیروتوکسیکوز یا قطع داروی محرک) اغلب تپش را کاهش می‌دهد و باید پیش از مداخلات تهاجمی مدنظر قرار گیرد.

درمان دارویی

برای کنترل سرعت یا کاهش علائم در تاکی‌کاردی‌های فوق‌بطنی، بتابلوکرها یا مسدودکننده‌های کانال کلسیم معمولاً خط اول هستند؛ در برخی آریتمی‌ها داروهای ضدآریتمی اختصاصی لازم می‌شود. مانورهای واگال (والسالوا، ماساژ کاروتید با احتیاط) می‌توانند در تاکی‌کاردی‌های فوق‌بطنی موثر باشند اما باید از منع‌ها آگاه بود.

مداخلات الکتروفیزیولوژیک

در بیمارانی که به درمان دارویی پاسخ نمی‌دهند یا تمایل به درمان قطعی دارند، آبلاسیون کاتتری (سوزاندن یا فریز کردن کانون آریتمی) توسط تیم الکتروفیزیولوژی می‌تواند گزینه درمانی مؤثر و با دوام باشد؛ انتخاب بیمار و مرکز مجرب در موفقیت حیاتی است.

پیشگیری از عوارض و پیگیری

در فیبریلاسیون دهلیزی، ارزیابی نیاز به آنتی‌کوآگولاسیون برای پیشگیری از سکته بر اساس امتیازهای ریسک (مثلاً CHA₂DS₂‑VASc) ضروری است. پیگیری منظم، آموزش بیمار در شناسایی علائم هشدار و مدیریت دارویی، و توجه به سلامت روان از اجزای مراقبت بلندمدت‌اند.

نکات مهم: ثبت دقیق ECG و همبستگی علامت-ریتم کلید تشخیص است؛ اصلاح علل قابل‌برطرف همیشه اولویت دارد؛ و ارجاع به الکتروفیزیولوژی در موارد مقاوم یا پیچیده باید زودهنگام انجام شود.

سئوالات متداول

تفاوت تپش قلب و آریتمی قلبی چیست؟

تپش قلب احساسی ذهنی از ضربان غیرعادی یا محسوس قلب است؛ آریتمی (اختلال ریتم قلب) عبارت است از هر گونه تغییر واقعی در نظم یا سرعت ضربان که با ثبت الکتریکی قلب قابل اثبات است. تپش همیشه به‌معنای آریتمی نیست، اما آریتمی می‌تواند با تپش همراه باشد.

تپش قلب (Palpitations) تجربه‌ای ذهنی است که بیمار ممکن است آن را به‌صورت «ضربان تند»، «کوبیدن قلب» یا «پرش ضربان» توصیف کند؛ این پدیده گاهی ناشی از تغییرات فیزیولوژیک گذرا مانند اضطراب، ورزش یا مصرف محرک‌هاست و لزوماً نشان‌دهنده بیماری قلبی نیست. آریتمی اما به‌معنای وجود اختلال در سیستم الکتریکی قلب است که منجر به ضربان خیلی سریع (تاکی‌کاردی)، خیلی کند (برادی‌کاردی) یا نامنظم می‌شود و معمولاً با نوار قلب (ECG) یا پایش طولانی‌مدت قابل اثبات است.

از منظر بالینی، تفاوت کلیدی در «قابل اثبات بودن» است: تپش یک علامت است؛ آریتمی یک یافته یا تشخیص است که با ابزارهای الکتریکی تأیید می‌شود. بسیاری از بیماران تپش را گزارش می‌کنند اما در زمان ویزیت نوار قلب طبیعی است؛ در این موارد از هولتر (ثبت پیوسته) یا مانیتور رویدادی برای همبستگی علامت‑ریتم استفاده می‌شود تا مشخص شود آیا آریتمی واقعی وجود دارد یا خیر.

علل تپش و آریتمی می‌توانند هم‌پوشانی داشته باشند: اختلالات تیروئید، الکترولیت‌ها، مصرف داروها یا محرک‌ها (کافئین، الکل)، اضطراب و بیماری‌های ساختاری قلب از علل شایع‌اند. برخی آریتمی‌ها (مثل فیبریلاسیون دهلیزی) ریسک سکته را افزایش می‌دهند و نیاز به ارزیابی و درمان اختصاصی دارند؛ بنابراین تشخیص دقیق اهمیت حیاتی دارد.

در عمل تشخیصی، گام‌ها شامل شرح‌حال دقیق (زمان‌بندی، محرک‌ها، همراهی با سنکوپ یا درد قفسه‌سینه)، معاینه بالینی، ثبت ECG پایه و در صورت لزوم پایش طولانی‌مدت یا تست‌های تکمیلی (اکوکاردیوگرافی، آزمایش تیروئید، الکترولیت‌ها) است. اگر تپش با سنکوپ، درد قفسه‌سینه یا تنگی نفس همراه باشد، یا بیمار همودینامیک ناپایدار شود، باید فوراً ارزیابی اورژانسی انجام شود.

خلاصه عملی: هر تپشی نیاز به ارزیابی ندارد اما تپش مکرر، طولانی، یا همراه با علائم هشدار باید بررسی شود تا آریتمی‌های قابل‌درمان شناسایی و مدیریت شوند. درمان می‌تواند از اصلاح عوامل زمینه‌ای و مانورهای واگال تا دارودرمانی و مداخلات الکتروفیزیولوژیک متغیر باشد؛ تصمیم‌گیری بر پایه نوع آریتمی، شدت علائم و ریسک بیمار انجام می‌پذیرد.

 

چه زمانی تپش نگران‌کننده است؟

اگر همراه با درد قفسه‌سینه، سنکوپ (غش)، تنگی نفس یا ضعف شدید باشد، فوراً به اورژانس مراجعه کنید.

چه آزمایشی ابتدا لازم است؟

نخستین گام نوار قلب ۱۲ لید (ECG) است؛ اگر نوار طبیعی باشد ولی علائم تکرار شود، هولتر یا مانیتور رویدادی لازم می‌شود.

هولتر چیست و چه زمانی لازم است؟

هولتر (ثبت پیوسته ۲۴–۷۲ ساعته) برای ثبت ریتم در طول روز و همبستگی علامت‑ریتم کاربرد دارد؛ اگر حملات نادر باشند، مانیتور رویدادی یا دستگاه پوشیدنی پیشنهاد می‌شود.

آیا اضطراب می‌تواند تپش ایجاد کند؟

بله؛ اضطراب و حملات پانیک می‌توانند تپش شدید ایجاد کنند، اما باید ابتدا علل قلبی رد شود تا تشخیص روان‌تنی قطعی شود.

آیا تیروئید نقش دارد؟

پرکاری تیروئید می‌تواند باعث تاکی‌کاردی و تپش شود؛ آزمایش TSH و T4 برای بررسی ضروری است.

کافئین و الکل چه تأثیری دارند؟

مصرف زیاد کافئین یا الکل می‌تواند تپش را تشدید کند؛ کاهش یا قطع موقت اغلب علائم را کم می‌کند.

داروها می‌توانند علت باشند؟

بله؛ برخی داروها (داروهای محرک، بعضی ضداحتقان‌ها، داروهای تیروئید) و مکمل‌ها ممکن است تپش ایجاد کنند؛ فهرست داروها را به پزشک نشان دهید.

در بارداری چه باید کرد؟

تپش در بارداری شایع است؛ بررسی علت (آنمی، تیروئید، آریتمی) لازم است و درمان با توجه به ایمنی جنین انتخاب می‌شود.

آیا ورزش کردن خطرناک است؟

در افراد سالم ورزش مفید است؛ اگر تپش هنگام ورزش با سرگیجه یا درد قفسه‌سینه همراه است، قبل از ادامه باید ارزیابی قلبی شود.

مانور واگال چیست و چگونه کمک می‌کند؟

مانورهایی مانند والسالوا یا ماساژ کاروتید (تحت نظر) با تحریک عصب واگ می‌توانند برخی تاکی‌کاردی‌های فوق‌بطنی را قطع کنند؛ نباید بدون آموزش انجام شود.

بتابلوکرها چه نقشی دارند؟

بتابلوکر (مسدودکننده بتا) سرعت ضربان را کاهش می‌دهد و برای کنترل علائم در بسیاری از تاکی‌کاردی‌ها کاربرد دارد؛ عوارض و منع‌ها باید بررسی شود.

آبلاسیون چیست و چه زمانی لازم است؟

آبلاسیون کاتتری (سوزاندن کانون آریتمی) برای بیمارانی که به دارو پاسخ نمی‌دهند یا می‌خواهند درمان قطعی داشته باشند، گزینه‌ای با شانس موفقیت بالا است.

فیبریلاسیون دهلیزی یعنی چه و چرا مهم است؟

فیبریلاسیون دهلیزی ریتم نامنظم است که ریسک لخته و سکته را افزایش می‌دهد؛ ارزیابی نیاز به آنتی‌کوآگولاسیون (ضدانعقاد) بر اساس امتیاز ریسک ضروری است.

آیا تپش همیشه نیاز به دارو دارد؟

خیر؛ اگر علت محرک موقتی باشد، اصلاح سبک زندگی و پیگیری کافی است؛ دارو یا مداخله در صورت تکرار، شدت یا خطر بالینی تجویز می‌شود.

چه مدت باید پیگیری شوم؟

پس از تشخیص، پیگیری اولیه معمولاً طی چند هفته تا ماه برای ارزیابی پاسخ درمان و تنظیم دارو لازم است؛ در آریتمی‌های مزمن پیگیری بلندمدت ضروری است.

آیا تپش در کودکان متفاوت است؟

در کودکان اغلب علت‌های خوش‌خیم است اما هر تپش مکرر یا همراه با ضعف باید توسط متخصص اطفال یا قلب کودکان بررسی شود.

آیا رژیم غذایی خاصی کمک می‌کند؟

کاهش محرک‌ها (کافئین، الکل)، کنترل نمک و حفظ آب‌رسانی مناسب می‌تواند علائم را کاهش دهد؛ رژیم خاص قلبی در صورت بیماری ساختاری توصیه می‌شود.

چه علائمی را باید فوراً گزارش کنم؟

درد قفسه‌سینه، سنکوپ، تنگی نفس ناگهانی، تعریق سرد یا ضعف شدید را فوراً گزارش کنید؛ اینها علائم هشداردهنده‌اند.

چگونه برای ویزیت آماده شوم؟

فهرست داروها، شرح دقیق زمان و طول حملات، محرک‌ها، سابقه خانوادگی و در صورت امکان فیلم یا ثبت اپلیکیشن ضربان را همراه داشته باشید تا تشخیص سریع‌تر شود.